اصلاح:

تو مملكتي كه زير پلهاي عابر پياده بايد نرده بكشن تا مردم از پل عبور كنن، يك ميليون سال ديگه هم خبري از اصلاح و پيشرفت نيست.

در ضمن تا دير نشده بشتاب و حاصل توزيع عدالت بين مردم ( سهام عدالت) رو كه به ازا هر نفر در ماه 5 هزار تومنه رو بگير! البته اين هنوز بدون تحول اقتصاديه ها. به قول شاعر:
بگذار تا صبح دولتت بدمد كين هنوز از نتايج سحر است!

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

مشهد، ليگ برتر، اكبر و خداداد:

يك ماه و نيم مونده به آغاز ليگ: مشهد امسال با داشتن دو تيم در ليگ برتر وضعيت متفاوتي با سالهاي قبل داره. نه به صرف داشتن دو تيم. بلكه به ابن دليل كه مربي يك تيم(پيام) مشاور مديرعامل تيم ديگه س(ابومسلم)!
يك ماه مونده به ليگ: ابومسلم در تهران ديداري دوستانه با مس كرمان برگزار كرد كه زياد هم دوستانه نبود! بعد بازي درگيري شديدي بين كمك مربي ابومسلم (علي حنطه) و كمك مربي مس (مجيد نامجومطلق) صورت ميگيره و چون كمك مربي ابومسلم دعوا كرده، سرمربي به دليل بي اخلاقي از تيم اخراج ميشه و كمك مربي كه دعوا كرده به صورت موقتي ميشه سرمربي!
دو روز مونده به ليگ: هادي برگي زر يكي از نوچه هاي خداداد عزيزي كه كمك مربي پيام بود به عنوان سرمربي ابومسلم معرفي ميشه.
حالا ليگ شروع شده و پيام و ابومسلم هر كدوم با 2 باخت اصلا وضعيت خوبي ندارن.

هفته ها پيش وقتي كه برگي زر مربي ابومسلم شد به همه گفتم كه هنوز هفته 5 ليگ نشده خداداد از پيام اخراج ميشه و چون ابومسلم هم به همراه برگي زر گند زده دوباره ميشه مربي ابومسلم. و ديروز اولين پيش بيني ام درست در اومد. تا چند روز ديگه خداداد رو روي نيمكت ابومسلم خواهيد ديد. سردار بني اسد كه وضعيت مديرعاملي و مالكيتش هنوز پا در هواست سعي كرد با انتخاب ميثاقيان بين طرفداراي ابومسلم محبوبيت و جايگاه بهتري پيدا كنه. اما از همون اول هدفش اين بود كه خيلي زود و در اولين فرصت اكبر رو كنار بزنه. براي همين همه كار كرد تا تيم رو به نابودي بره. 7 ، 8 بازيكن اصلي تيم فروخته شدن و تقريبا چيزي از تيم چهارم ليگ قبل باقي نموند. اما اكبر همچنان موند و به كارش ادامه داد تا اينكه اون دعواي ساختگي صورت گرفت و اكبر به دليل بي اخلاقي! از تيم اخراج شد. اين حركت به حدي غير قابل پيش بيني بود كه چند هفته بعد كه اكبر ميهمان تلفني يك برنامه راديويي بود گفت: هنوز هم نميدونم براي چي اخراج شدم! اين وسط فقط يه بازنده وجود داره و اونم ابومسلمه. اكبر ميثاقيان همونطور كه قبلا بارها ديديم فقط كافيه تا اخراج اولين مربي صبر كنه تا دوباره در ليگ برتر سرمربي گري كنه. به محض اخراج اولين مربي، اولين كسي كه به عنوان كانديداي سرمبري گري مطرح ميشه اكبر ميثاقيانه. و ديديم كه همينطور هم شد و استقلال اهواز روي هوا اكبر رو قاپيد.

و براي ما مشهديها همچنان مثل آرزو باقي موند....
كه داش اكبر رو روي نيمكت تيم اول شهرمون ببينيم.

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 


اينجا را ببين و از لذت مثل اسب شيهه بكش!

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

نوستالژي (1):

نميدونم تو هم گرفتارش بودي يا نه،
يه زماني همه جا صحبت از مثلث برمودا بود!!

پي نوشت: يه بار كلاس اول راهنمايي به جرم خوندن كتاب مثلث برمودا سر كلاس رياضي از كلاس اخراج شدم.

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

13 سالگي:

13 سالگي و موتور گازي.

ميدوني يعني چي؟

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

شمال از شمال غربي:

يه چيز باحال،
شمال، در سواحل جنوبي درياي خزره!

در ضمن، خيلي حال داد كه تركيه برد. تركها كم كم دارن در زمينه بردهاي لب مرزي ركورد ميشكنن. بعد از اون برد تراژيك برابر چك، ديشب نوبت بخت برگشته هاي كروات بود.

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

ساز دهني:

توي يه جزيره، تنها و مطلقا تنها. فقط با يه ساز دهني. ميشه ساز زد اما نميشه خوند.

آدما فقط يه دهن دارن.

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

سريال شهرداري (قسمت سوم: باز هم ميدان ملك آباد)

قابل توجه دوستان و عزيزاني كه پيگير مطلب (ميدان ملك آباد) شده بودند:
عمليات كنده كاري جديدي در ميدان ملك آباد شروع شده. هنوز نميدونم چيه و چيكار ميخوان بكنن. اطلاعات دقيقتر از زحمات پرسنل خدوم شهرداري متعاقبا به اطلاع شما خواهد رسيد!

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

تفتستان:

ابله متفاوتي است، اين دوست عزيز ما.

 

نوشته شده توسط علی آقا

 

 

:سريال شهرداري (قسمت دوم: مشاركت اقتصادي):

يه روز يه بنده خدايي اومده بود محل كار من. سر صحبت باز شد و رسيديم به اينجا كه:
اين دوست ما خونه پدريش طرفاي ميدون شهدا بوده. از قضا خونه مي افته تو طرح بزرگ ميدون شهدا و شهرداري ميگه بيا زمينتو بفروش. اين بنده خدا هم ميگه نميفروشم. خلاصه قضيه كش پيدا ميكنه و ميرسه به اينجا كه بالاخره راضي ميشه بفروشه. ميگه باشه من ميفروشم. متري 8 تومن نرخ اينجاس بدين من بلند شم. دوستان عزيز ما در شهرداري محترم مشهد ميگن داداش ما 5 تومن بيشتر نميديم. ميخواي بفروش، نميخواي، به كميسيون ماده فلان ارجاعت ميديم، اونجا كارشناس ميفرسته بعدش به متري 3 تومن ميندازنت بيرون! اين دوست ما هم كه ميبينه اوضاع خرابه و حرف زوره ميگه باشه، همون 5 تومن بدين ما بلند شيم بريم. مجددا دوستان عزيزمون در شهرداري متذكر ميشن كه: اخوي حالا كه به 5 تومن راضي شدي بدان و آگاه باش كه ما پول مول هم تو دست و بالمون نيست كه بهت بديم. بايد صبر كني تا ما توي همين زمين خودت مجتمع تجاري بسازيم، اون موقع به جاي پول بهت از واحد هاي اين مجتمع تقديم ميكنيم! دوست نگون بخت ما در ادامه ميپرسن: خوب حالا واحدها رو متري چند باهام حساب ميكنين؟ و عزيزان صديق و خيرخواه شهرداري در ادامه فرمايشات پر از مهر خودشون ميگن: متري 10 تومن ناقابل!

1: شهرداري مشهد در اقدامي جالب هر از چند گاهي در روزنامه هاي كثير الانتشار آگهي جذب سرمايه گذار چاپ ميكنه و از مردمي كه پول يا زمين دارن ميخواد بيان باهاش شريك شن.
2: با توجه به مثال بالا حتما ميتونيد حدس بزنيد كه مشاركت با شهرداري چه كار پر سود و پر رونقيه!
3: شهرداري مشهد فكر كنم تنها شهرداري كشور باشه كه يه معاونت به اين نام داره:
( معاونت مشاركتهاي كلان اقتصادي )!!
4: خدا سر و كار هيچ موجود زنده اي رو به شهرداري خدمتگذار!! مشهد نندازه.

 

نوشته شده توسط علی آقا